آموزشی گردشگری

هر آن چیز که باید از جشن شب چله( شب یلدا) بدانید.

شب یلدا

هر آن چیز که باید از جشن شب چله( شب یلدا) بدانید.

شب چله  یکی از کهن ترین جشنهای ایرانی است که در طولانی ترین شب سال (انقلاب زمستانی) برگزار میشود.

نکات فرهنگی مهم

  • یلدا در سال ۱۳۸۷ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ایران ثبت شد.
  • این جشن در کشورهای همسایه مانند افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و جمهوری آذربایجان نیز با نامهای مشابه برگزار میشود.
  • شب یلدا نماد همبستگی خانوادگی و حفظ پیوندهای عاطفی در فرهنگ ایرانی است.

شب یلدا نه تنها یک جشن کهن، بلکه جلوه های از فلسفه زندگی ایرانی است که امید به روشنایی را حتی در تاریکترین شبها زنده نگه میدارد.

ریشه شناسی

  • یلدا واژهای سُریانی به معنای تولد یا زایش است.
  • چله به دلیل قرار گرفتن در آغاز چله بزرگ زمستان (۴۰ روز اول زمستان) به این نام خوانده میشود

پیشینه تاریخی

  • ریشه در آیین میتراییسم (مهرپرستی) دارد و با تولد خورشید (مهر/میترا) پیوند خورده است.
  • پس از ظهور زرتشت، این جشن در فرهنگ زرتشتیان نیز حفظ شد.
  • در دوران ساسانیان اهمیت ویژهای داشت و با عنوان شب زایش مهر یا نود روز پیش از نوروز شناخته میشد

نمادها و فلسفه:

  • پیروزی نور بر تاریکی و خیر بر شر
  • پایان کاهش طول روز و آغاز افزایش آن
  • زایش خورشید و تجدید حیات طبیعت

آیینهای سنتی:

  1. شب زنده داری تا سپیده دم
  2. خوان یلدا با میوه های مخصوص:
    • انار (نماد برکت و زایش)
    • هندوانه (نماد گرمای تابستان و دفع بیماری)
    • آجیل و خشکبار
  3. فال حافظ و تفأل به دیوان شاعر
  4. قصه گویی بزرگان (به ویژه قصه های شاهنامه)
  5. تش گذاشتن (آتش افروزی) در برخی مناطق

ایرانیان باستان شب چله (یلدا) را به دلایل دینی، نجومی، کشاورزی و فلسفی عمیقی جشن میگرفتند که ریشه در جهان‌بینی و زیست‌بوم آن‌ها داشت:

شب چله

دلیل نجومی و طبیعی: پیروزی نور بر تاریکی

  • انقلاب زمستانی: این شب، طولانی‌ترین شب سال است. از فردای آن، روزها به تدریج طولانی‌تر و شب‌ها کوتاه‌تر می‌شوند.
  • تولد خورشید (مهر/میترا): ایرانیان باستان این پدیده را زایش دوباره خورشید (ایزد مهر) می‌دانستند. بنابراین، یلدا به معنای واقعی «شب تولد مهر و روشنایی» بود. این نماد، تجسم پیروزی نیک‌ی بر بدی، روشنی بر تاریکی و امید بر ناامیدی بود

دلیل دینی و آیینی (مهرپرستی)

  • ایزد مهر: پیش از زرتشت، آیین مهرپرستی (میترائیسم) در ایران رواج داشت. مهر، ایزد پیمان، نور، خورشید و محافظت بود. شب یلدا، به عنوان شب تولد او، مقدس شمرده می‌شد.
  • بقای آیین پس از زرتشت: پس از ظهور زرتشت، این جشن با تفسیری جدید (مبارزه اهورامزدا و اهریمن) در فرهنگ زرتشتی تداوم یافت. در اوستا هم به اهمیت خورشید و نور اشاره شده است.

دلیل کشاورزی و معیشتی

  • پایان فصل برداشت: این جشن همزمان با پایان فصل برداشت محصولات پاییزی (انار، هندوانه، چغندر و غیره) بود. بنابراین، فرصتی برای ذخیره‌سازی و شکرگزاری برای نعمت‌های موجود قبل از فرارسیدن سرمای سخت بود.
  • شروع چله بزرگ: از یلدا، چله بزرگ زمستان (۴۰ روز اول) آغاز می‌شد. کشاورزان و دامداران برای گذراندن این دوره سرد، دور هم جمع می‌شدند و با خوردن آذوقه‌های ذخیره‌شده، خود را برای بهار آینده آماده می‌کردند.

دلیل اجتماعی و خانوادگی

  • گردهمایی برای دفع تاریکی و ارواح خبیثه: در باور قدیم، طولانی‌ترین شب، زمان قدرت گرفتن نیروهای اهریمنی و تاریکی بود. مردم برای راندن این نیروها و حمایت از یکدیگر، دور هم جمع می‌شدند، آتش می‌افروختند (نماد نور و گرما) و بیدار می‌ماندند.
  • تحکیم پیوندهای خویشاوندی: این شب، فرصتی برای احترام به بزرگان (کهنسالان)، تجلیل از خرد و تجربه و انتقال داستان‌ها و فرهنگ شفاهی (مثل نقل قصه‌های شاهنامه) به نسل جوان بود.

نمادهای غذایی و فلسفی آنها

  • میوه‌های قرمز (انار و هندوانه): نماد خون و حیات، گرمای خورشید و برکت بودند. خوردن آنها باعث سلامتی و دفع بیماری در زمستان تصور می‌شد.
  • آجیل و خشکبار: نشانه فراوانی، ثروت و مقاومت در برابر سرمای زمستان بودند.

تأثیر بر تقویم و گاهشماری

  • شب یلدا مبدأ محاسبه چهل‌روز‌های سه‌گانه زمستان (چله بزرگ، چله کوچک و چهارده روز پایانی) بود. این نشان‌دهنده دقت ایرانیان باستان در نجوم و گاهشماری است.

جمع‌بندی فلسفه باستان:

ایرانیان باستان، یلدا را نه صرفاً یک جشن، بلکه یک آیین ضروری برای هماهنگی با طبیعت، حفظ امید و تقویت همبستگی اجتماعی می‌دانستند. آن‌ها با درک چرخه طبیعت، پایان تاریکی را جشن می‌گرفتند و با آیین‌های نمادین، خود را برای نوزایی طبیعت در بهار آماده می‌کردند.

این نگاه عمیقاً خردمندانه و مبتنی بر مشاهده طبیعت، باعث شد که این جشن هزاران سال دوام بیاورد و حتی پس از اسلام نیز با حفظ ماهیت اصلی خود، در فرهنگ ایرانی باقی بماند

در فرهنگ و گاهشماری ایرانی و اقوام ایرانی‌تبار، چله‌های زمستان به سه بخش اصلی تقسیم می‌شوند که هر کدام ویژگی‌های خود را دارند. این تقسیم‌بندی بر اساس تجربه زیستی و اقلیمی مردمان شکل گرفته است:

چله بزرگ (چله زمستان)

  • مدت: ۴۰ روز
  • زمان شروع: از اول دی ماه همزمان با فردای شب یلدا – شب اول چله
  • پایان: ۱۰ بهمن ماه
  • ویژگی: سردترین و سخت‌ترین دوره زمستان. نام “بزرگ” به دلیل طول مدت و شدت سرما است

چله کوچک

  • مدت: ۲۰ روز
  • زمان شروع: از ۱۱ بهمن ماه
  • پایان: ۳۰ بهمن ماه
  • ویژگی: سرمای آن نسبت به چله بزرگ معتدل‌تر است، اما هنوز هوا سرد است.

چله میانی (یا چهارده روز پایانی)

  • مدت: ۱۰ روز آخر زمستان + ۴ روز ابتدای بهار (در برخی مناطق)
  • زمان شروع: از ۱ اسفند ماه در برخی تقویم‌های محلی
  • پایان: ۱۴ اسفند (تا نوروز)
  • نام دیگر: “چهارده پایانی” یا “چهارده کرد”
  • ویژگی: این دوره، گذار از زمستان به بهار است. در باور عامیانه، سرمای این دوره گاهی بسیار شدید و موذیانه توصیف می‌شود، چرا که مردم انتظار گرم‌شدن هوا را دارند، اما ناگهان سرما بازمی‌گردد.

نکات مهم و باورهای عامیانه:

  • شب چله یا شب یلدا: در واقع شب آغاز چله بزرگ است (شب ۳۰ آذر تا ۱ دی).
  • چله تابستان (چله تموز): جالب است بدانید در تقویم محلی، تابستان هم چله دارد (معمولاً از اوایل تیر تا اواسط مرداد) که به آن “چله تابستان” یا “چله تموز” می‌گویند و دوره اوج گرما است.
  • چهل روز و مفهوم “چهله“: عدد ۴۰ در فرهنگ ایرانی و اساطیری نماد تکامل، گذر و دوره‌بندی است (مثل چهله‌نشینی عرفا، چهله‌گذاری نوزاد و…).
  • ضرب‌المثل‌ها:
    • چله بزرگ و کوچک، هر دو از یک آب و گل هستند (اشاره به سردی هر دو
    • از چله کوچک به چله بزرگ نشاید گذشت (هشدار درباره سرمای چله بزرگ

به طور کلی، در گاهشماری سنتی زمستانی، می‌توان گفت دو چله اصلی (بزرگ و کوچک) و یک دوره پایانی (چله میانی) داریم. اما وقتی در گفتگوهای عامیانه از “چله” صحبت می‌شود، معمولاً چله بزرگ زمستان مدنظر است که یلدا شب آغاز آن است.

این تقسیم‌بندی هوشمندانه نشان‌دهنده دقت (مشاهده) نیاکان ما بر تغییرات آب‌وهوایی و تطبیق زندگی و کشاورزی با ریتم طبیعت است.

واژه «یلدا» نسبت به «چله» دیرتر وارد زبان فارسی شد و این تغییر عمدتاً تحت تأثیر مسیحیت سریانی و فرهنگ بین‌النهرین رخ داد. در زیر خط زمانی و دلایل این تغییر را می‌بینید

نمایه 2

دوره باستان (پیش از اسلام)

  • «چله» یا «چله‌گرم»/«چله‌سرما»: اصطلاحی کاملاً فارسی و زرتشتی/مهری بود که به تقسیم‌بندی ۴۰ روزه زمستان اشاره داشت.
  • «شب چله» یا «زادروز خورشید»: اصطلاح رایج در این دوره.
  • «یلدا» در این دوره کاربرد نداشت، چرا که ریشه سریانی دارد و متعلق به فرهنگ مسیحی بین‌النهرین است

اواخر دوره ساسانی و اوایل اسلام (سده‌های ۳-۴ هجری)

  • با گسترش مسیحیت سریانی در بین‌النهرین و مناطق غربی ایران (مانند نصارای عراق و شام)، واژه سریانی «ایلدا» (ܝܠܕܐ) به معنای «تولد وارد فرهنگ محلی شد.
  • مسیحیان سریانی، شب تولد مسیح (کریسمس) را در نزدیکی انقلاب زمستانی جشن می‌گرفتند (۲۵ دسامبر در تقویم میلادی). از آنجا که این تاریخ نزدیک به شب چله ایرانیان بود، دو جشن در ذهن مردم تلفیق شد و واژه «یلدا» برای هر دو به کار رفت.

دوره اسلامی (سده‌های ۵ هجری به بعد)

  • شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان شروع به استفاده از واژه «یلدا» کردند تا بر طولی و تاریکی شب تأکید کنند (به عنوان استعاره).
  • قدیمی‌ترین شاهد مکتوب استفاده از «یلدا» در شعر فارسی، متعلق به سده ۵ هجری است.
  • مثال: شاعران مانند مسعود سعد سلمان (قرن ۵) یا انوری (قرن ۶) از «یلدا» در اشعار خود استفاده کرده‌اند:

«یلدا بسی ببست دست اجل / ای مرگ چه کردی به ماهان امل»

 دوره صفویه به بعد (سده‌های ۱۰-۱۲ هجری)

  • واژه «یلدا» به تدریج جایگزین عامیانه‌تر «چله» شد، به خصوص در متون ادبی و درباری.
  • اما «چله» همچنان در گفتار عامه و در مناطق مختلف ایران (به ویژه مناطق مرکزی و شرقی) استفاده می‌شد.

 دوره معاصر (از پهلوی تا امروز)

  • در دهه‌های اخیر، به دلیل رسانه‌های ملی، کتاب‌های درسی و بازتولید ادبی، واژه «یلدا» به عنوان اصطلاح رسمی‌تر و فراگیرتر تثبیت شده است.
  • اما «شب چله» هنوز در بسیاری از شهرها و مناطق (مانند خراسان، اصفهان، یزد و میان کردها و ترک‌ها) رواج دارد.

چرا «یلدا» جایگزین «چله» شد؟

۱. جذابیت ادبی: «یلدا» برای شاعران واژه‌ای خوش‌آهنگ و پرتصویر بود و به راحتی در قالب شعر جای می‌گرفت.
۲. تلفیق فرهنگی: هم‌زمانی جشن میلاد مسیح با انقلاب زمستانی، باعث شد دو فرهنگ ایرانی و مسیحی سریانی در این نقطه ترکیب شوند.
۳. جهانی‌تر شدن: «یلدا» بار معنایی فراگیرتر و اساطیری‌تر دارد، در حالی که «چله» بیشتر اشاره به محاسبات گاهشماری و آب‌وهوایی دارد.

  • در واقع «یلدا» و «چله» هم‌معنی نیستند!
    • یلدا: اشاره به همان شب خاص (انقلاب زمستانی) دارد.
    • چله: اشاره به دوره ۴۰ روزه پس از آن شب دارد.
      اما در استفاده عامیانه، هر دو برای اشاره به شب اول زمستان به کار می‌روند.

واژه «یلدا» از سده‌های ۴-۵ هجری به تدریج از طریق فرهنگ سریانی-مسیحی وارد فارسی شد و به مرور در ادبیات رسمی جای «چله» را گرفت، اما هر دو واژه تا امروز در گفتار محلی زنده مانده‌اند. این تغییر، نمونه‌ای زیبا از تعامل فرهنگی و زبانی در تاریخ ایران است.

رودکی (مرگ حدود ۳۲۹ ه.ق / ۹۴۰ م) به عنوان پدر شعر فارسی کلاسیک، دیوان عظیمی داشت که متأسفانه بیشتر آن از بین رفته است. آنچه امروز از او در دست داریم، مجموعه‌ای پراکنده از قصاید، غزلها و تک‌بیت‌ها است که عموماً در کتابهای تذکره (مانند لباب‌الالباب عوفی) نقل شده و احتمالاً بیش از ۱۰۰۰ بیت نمی‌شود. بنابراین، نبودن کلمه‌ای خاص در این مجموعه محدود، به معنای عدم استفاده رودکی از آن واژه در کل دیوانش نیست.

 اشعار موجود رودکی از لحاظ واژه‌ی چله

در اشعار منتسب به رودکی که امروز در دسترس است (بر اساس تصحیحهای معتبر مانند تصحیح سعید نفیسی، جعفر شعار، یا محمدجعفر محجوب واژه‌ی «چله» به طور مستقیم دیده نمی‌شود.

رودکی در اشعارش به کرات از زمستان، سرما و شب‌های طولانی به عنوان استعاره یا توصیف طبیعت سخن گفته است. مثال مشهور او درباره‌ی بوی بهار:                  بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی

این نشان می‌دهد او به توصیف فصول و تغییرات طبیعت توجه داشته است. پس موضوع «چله» از نظر مفهومی با جهان شعری او بیگانه نبوده.

 استفاده از واژه‌های هم‌خانواده یا مرتبط

در برخی اشعار منسوب به رودکی، واژه‌هایی مانند زمستان و سرماآمده است. اما خود واژه‌ی «چله» که یک اصطلاح تقویمی و گاهشماری دقیق است، در این ابیات باقی‌مانده دیده نمی‌شود

قدمت واژه «چله» در زبان فارسی

واژه «چله» (به معنای دوره چهل روزه) خود یک واژه کاملاً فارسی و بسیار کهن است که در گاه شماری زرتشتی و فرهنگ عامه ریشه دارد. بنابراین از نظر زمانی، قطعاً در دوره رودکی (قرن ۴ هجری) این واژه رایج بوده است.

در مجموعه اشعار محدود و پراکنده‌ای که امروز از رودکی در دست داریم، واژه «چله» دیده نمی‌شود. اما این به هیچ وجه ثابت نمی‌کند که رودکی هرگز از این واژه استفاده نکرده است، زیرا:

  • بیشتر دیوان او از بین رفته.
  • اشعار باقی‌مانده، احتمالاً بخش کوچکی از موضوعات و واژگان او را پوشش می‌دهند.
  • واژه «چله» در آن دوره، واژه‌ای رایج در زبان محاوره و گاهشماری بوده و دلیلی برای پرهیز شاعر از آن وجود ندارد.

کهن‌ترین شاهد مکتوب استفاده از «چله» در شعر فارسی، همانطور که پیش‌تر گفته شد، متعلق به اسدی طوسی در سده پنجم (حدود یک قرن پس از رودکی) در «گرشاسپ‌نامه» است. طبیعی است که با از بین رفتن آثار کهن‌تر، قدیمی‌ترین نمونه‌های باقی‌مانده متعلق به دوره‌های بعد باشند.

پس می‌توان نتیجه گرفت: شواهد موجود از رودکی حاوی واژه «چله» نیست، اما نبود شاهد دلیل بر نبودن واژه در کل آثار او نیست.

بر اساس پژوهش‌های کنونی در متون بازمانده شعر فارسی، می‌توان به این دو شاعر و اثر به عنوان قدیمی‌ترین نمونه‌های مستند اشاره کرد:

قدیمی‌ترین شعر با واژه یلدا                       شاعر: مسعود سعد سلمان قرن پنجم هجری / یازدهم میلادی
اثر: در یکی از قصاید زندانیه‌اش (شماره ۲۲۲ در دیوان)
بیت:                       “یلدا بسی ببست دست اجل / ای مرگ چه کردی به ماهان امل

تاریخ تقریبی: حدود نیمه دوم قرن پنجم هجری (۴۶۵-۴۹۰ قمری).
نکته: مسعود سعد در این بیت از «یلدا» به‌عنوان استعاره‌ای برای شب دراز و سیاه استفاده کرده، نه لزوماً اشاره مستقیم به جشن یلدا.

قدیمی‌ترین شعر با واژه شب چله تاریخ تقریبی: سال ۴۵۸ هجری قمری.

شاعر: اسدی طوسی قرن پنجم هجری                 اثر: منظومه حماسی گرشاسپ‌نامهسروده حدود ۴۵۸ ه.ق
بیت:                      “هوا نیلگون شد، زمین ژنده سنگ / چنین گفت آذرماه و شب چله هفت

داستان اساطیری: نبرد روشنی و تاریکی

  • خلاصه: در باورهای کهن (به ویژه آیین مهر)، این شب، شب نبرد اهریمن (تاریکی) با اهورامزدا (روشنایی) است. در طولانی‌ترین شب سال، اهریمن به اوج قدرت می‌رسد، اما با سپیده‌دم، خورشید (مهر) دوباره زاده می‌شود و تاریکی را شکست می‌دهد.
  • نماد: بیدار ماندن تا سپیده‌دم، نماد همرازی با نیروی خیر برای کمک به پیروزی نور بود.

 

۲. داستان آیینی: زایش میترا (خورشید)

  • خلاصه: در میتراییسم، میترا (ایزد پیمان و خورشید) در شب یلدا از یک صخره (یا غار) زاده می‌شود. شبانان نخستین کسانی بودند که او را دیدند و به او تقدیمی دادند.
  • بازتاب در مراسم: آتش افروختن در شب یلدا می‌تواند بازمانده‌ای از همان تقدیم نور به میترا باشد.

 

  • 4888qt36l

در ادامه تعدادی از جشن ها و مناسبات باستانی ایران را هم ذکر میکنیم.

فروردین:

✓ جشن نوروز، جشن سال نو

✓ جشن اسپیدانوشت، روز امید و شادباش، نوروز بزرگ

✓ جشن آب‌پاشان، آبریزگان، آبریزان، نوروز طبری، جشن سرشوی، آفرینگان، عیدالاغتسال

✓ جشن آبانگاه

✓ جشن سیزده بدر
✓ نوروز (جشن بیل‌گردانی)

✓ جشن سروشگان، هفده روز

✓ جشن خروس، خروس اوستایی

✓ جشن فروردینگان / فرودک
✓ جشن نخستین شنبه‌ی سال
✓ جشن نخستین چهارشنبه‌ی سال
✓ بهار جشن (کوسه‌برنشین)

اردیبهشت:

✓ جشن گیاه‌آوری / گرد آوردن گل و گیاه دارویی از صحرا

✓ جشن اردیبهشتگان، گلستان جشن

✓ جشن چهارمین روز نوروز، چله نوروز

خرداد:

✓ جشن ارغاسون، ایرجاسون، جشن گرما

✓ جشن خردادگان

✓ جشن عید ماه

✓ جشن پایان بهار

تیر:

✓ جشن اول تابستان، جشن آب‌باشونک، جشن کوچه‌عروس، جشن گل‌عروس

✓ جشن نیلوفر

✓ جشن تیرگان

✓ جشن آب‌پاشان، جشن آبریزگان، آبریزان / نوروز طبری، جشن سرشوی / آفرینگان / عیدالاغتسال

✓ جشن خام‌خواری، عمس‌خواره، غفس‌خواره

مرداد:

✓ آغاز سال نو در تقویم طبری (فردینه ماه)

✓ جشن مردادگان، امردادگان

✓ جشن چله‌ی تابستان

✓ جشن میانه‌ی تابستان

✓ جشن هندق

✓ آغاز سال نو در تقویم دیلمی / گیلانی

✓ جشن رشن

✓ جشن ده‌واربا، عید بزرگ خوزستانی‌ها

✓ جشن نوروز دریایی

شهریور:

✓ جشن فغدیه / فریه، جشن خنکی هوا

✓ جشن کشمین

✓ جشن شهریورگان، عروج مانی

✓ جشن خزان

✓ بازار جشن

✓ جشن پایان تابستان

✓ جشن انار

✓ جشن انگور، جشن شاندَر
✓ (جمعه‌ی پایان تابستان) جشن خرمن، علم‌واچینی

مهر:

✓ جشن میترگان / میثرکَنه / سال نو هخامنشی، مهرگان

✓ جشن مهرگان

✓ جشن مغزرتی، مکوفونیا، مغ کشان

✓ جشن رام‌روزی، جشن پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک

آبان:

✓ جشن آبانگان، آبان، آبان ناف، آبان و برزید

✓ جشن تیر سیزده، تیر ماه سیزده شو، جشن تیرگان در مازندران

✓ جشن میانه پاییز

✓ جشن تیر جشن، گالشی جشن

آذر:

  1. ✓ جشن آذر جشن
  2. ✓ جشن آذرگان
  3. ✓ جشن پایان پاییز
  4. ✓ جشن شب یلدا، شب چله

دی:

– روز میلاد خورشید، جشن خرم‌روز، نودروز، خورروز، خورشیدروز

– بازاز جشن

– سیر سور، جشن گیاه‌خواری، خام‌خواری

– جشن پیکرتراشی، جشن نیکان، سومین جشن دیگان

– جشن درامزنان، جشن درفش‌ها، گاو درفش، گاوگل، کاتل، کاکل

– جشن دیگان (۴ جشن در روزهای ۱، ۸، ۱۵، ۲۳ دی)

بهمن:

  • جشن بهمنگان
  • جشن نوسره
  • جشن سده، سَندق، سَره، خَرچاره، کوسه ناقالی، سده‌سوزی، آتش بر بام‌ها، هله‌هله، شب گزنه، چوپانان
  • جشن میانه‌ی زمستان، جشن بهار کردی، وهار کردی
  • جشن کرین، جشن باد روزی، باد بَره، باد وره
  • جشن در ندر، جشن آتش ارمنیان
  • جشن میرما
  • جشن آفریجگان

اسفند:

  • جشن اَسپَندگان، اَسال، وهار، بهار جشن، جشن روباه
  • جشن اسفندی
  • جشن سپندارمذگان / گرامیداشت زمین و بانوان، روز زن / مادر
  • جشن بزرگ‌زان
  • جشن وخشکام، جشن ناهید
  • -جشن نوروز رودها
  • جشن درختکاری، گلدان، اینجه
  • جشن چهارشنبه‌سوری، چهارشنبه آخران (آخرین چهارشنبه‌ی سال)
  • جشن فروردگان، فرودگان
  • جشن پایان زمستان، جشن اوشیدر، جشن علفه
  • جشن گل سرخ

سایر جشن‌ها:

  • جشن آتش
  • جشن بابای دهقان
  • جشن برف
  • جشن بمو / بما
  • جشن نواسرِه، جشن نوسرد
  • جشن نیم‌سرده
  • جشن واردادوار
  • جشن زادروز زرتشت
  • جشن رشن
  • جشن نوروز دریایی
  • مراسم هوم
  • جشن «کلوسولاگا» یا «عروس آریایی»
  • عید نوسردایل
  • ده‌واریا
  • عید تادوس
  • روز بزرگداشت سالخوردگان
  • روش هشنا
  • جشن کاشت
  • جشن تیرگان سوم
  • ده‌واینتا یا عید کوچک
  • عاشوریه
  • کوسه‌گلدی
  • پیر شالیار هورامان و ….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *